پنجشنبه 10 آبان 1386
نویسنده: مسعود طبقه بندی: شخص پائولو کوئیلو،
سهشنبه، 30 اكتبر 2007 ساعت 2:40 بعد از ظهر
برزیلی ها جام جهانى را بیشتر از یك رویداد ورزشى می بینند .
به وسیله مایك كالت
زوریخ(رویترز)-دور نهایی جام جهانى در برزیل در 2014 فاصله زیادی از یك اتفاق ورزشی ممكن است داشته باشد و به پیشرفت و ترقی مردم كمك خواهد كرد،این جمله ای بود كه رییس فدراسیون فوتبال كشور برزیل به فیفا در سهشنبه ( 8 آبان ماه )گفت. برزیل تنها كشوری است كه پیشنهاد میزبانی طی هفت سال ارائه داده اما با تشریفات لازم هیئت اجرائى afif در محل كمیته فیفا بررسی های لازم را انجام داد و تصمیم در سهشنبه رسماً اعلامشده است(ساعت 2:30 بعد از ظهر به وقت گرینویچ (
ریكاردو تیژیرا، رئیس سى بى اف، فدراسیون فوتبال برزیل كه خودش عضوى از هیئت اجرائى فیفاست ، گفت كه فیفا در این زمینه همكاری های لازم را انجام خواهد داد : " جام جهانى به سوی ماوراى یك رویداد صرف ورزشى می رود، وسیله ای براى تحول اجتماعى خواهد بود و میراثی بادوام براى جمعیت برزیل باقی می گذارد. " برزیل از میزبانی جام جهانى نفع خواهد برد و همچنین جهان سودها خواهد بود از این كه برزیل مسابقه ها را میزبانی كند .
نویسنده و شاعر ، پائولو كوئیلو می گوید : فوتبال بخشی از فرهنگ مردم برزیلى است و مردم زمان بیشتری به بحث درباره بازی های فوتبال می گذرانند تا به زندگی جنسی شان . " شنیدهام كه فردی در مورد یك بازی براى پنج ساعت بحث می كند ، در حالی كه هر گز كسی درباره روابط جنسى براى پنج ساعت صحبت نكرده.
وی اضافه كرد جام جهانى محرك عاطفى و احساسی در كل برزیلیها خواهد بود.
رؤیایى متحد
اورلندو سیلوا، وزیر ورزش برزیل می گوید" سرزمین چكمه فوتبال" بسیار زیاد از میزبانی رقابت ها سود خواهد برد " برزیلی ها در پشت رویای میزبانی جام جهانى متحد می شوند و این به پیشبرد توسعه كشورمان كمك خواهد كرد." اگرچه برزیل در اولین زمان مكان های برگزاری مسابقه را درست خواهد كرد كه ممكن است 64 سال بعد روز سه شنبه باشد ! ، كاری عظیم در زمینه زیر ساخت های فوتبالش پیش رو دارد تا ورزشگاههایش استانداردهاى مدرن روز ایمنى فیفا را داشته باشند. هجده شهر هستد كه برای میزبانی رقابت ها پیش بینی شده اند، هشت تا 10 شهر احتمالا انتخاب می شوند . برزیل 1/1 میلیارد دلار براى به هنگامسازى ورزشگاههایش می گذارد، از جمله ورزشگاه ماراكانا كه فینال جام جهانى را در 1950 پذیرا بود و در حضور یك جمعیت 199000 نفری در حالی یك ركورد را بر جا گذاشت كه آخرین میزبانی برزیلی ها در جام جهانی بود.
رئیس جمهور برزیل لویز ایناسیو لولا دكا سیلوا در میان هیئت 27 نفره نمایندگان برزیل در فیفا حضور داشت كه شامل مربی تیم ملی ، دونگا نیز بود و همچنین هم تیمی اش روماریو كه همراه با او سال 94 قهرمان جهان شده بود . اما البته پله، بزرگترینبازیكن دنیا كه جام جهانى را با برزیل در 1958 برد و همچنین 1970، در میان هیئت نمایندگان نبود. او حضور مؤثرش را در پیشنهاد میزبانی رقابت های جام جهانی برای برزیل ثابت كرده است و یك رابطه تنگاتنگ با سى بى اف دارد..
پدر خوزه روبرتو از كلیساى رستاخیز مسیح در ریو دو ژانیرو، یبیرون زد . ماشینش راكه به وسیله سه نوجوان از كار افتاده بود ، تنظیم كرد.
یكی از آنها بی خیال گفت :ما تمام شب بالا بودیم ، پدر ، حدس بزن كجا بودیم !جایی كه هر انسان عادی دوست دارد آنجا باشد ،
خوزه روبرتو اجازه نداد بیشتر بگوید: هیچی نگو . او می توانست تصور بكند در بالا بودن وی در سرتاسر شب به اقتضای سنشان در گیر چه خطراتی می توانند بشوند. و فكر كرد كه والدینشان چه طور نگرانشان می شوند .
پسر كه گفتگو را آغاز كرده بود سوال خودش را بالاخره پاسخ داد :
ما در كلیساى خانم ما ( منظور مریم مقدس ) در كوپاكابانا بودیم، مریم یاكره را دعا می كردیم. ما از آنجا با روحیه بسیار بالایی بیرون آمدیم آن چنان كه ما به اینجا تمام راه را پیاده آمدیم (حدود 3 كیلومتر) ، خوانندگى، خنده و با هر كسی كه با ما برخورد می كرد صحبت می كردیم. حداقل یك شخص به ما می گفت: شرمنده نیستید؟ ، پسرهاى هم سنتان این وقت صبح مست و ملنگ گوشه ای دراز كشیده اند!
پدر روبرتو ماشینش را روشن كرد و به سوی قرار ملاقاتش راه افتاد . سر راه، او به خودش پشت سرهم می گفت: من به حال خودم گذاشتم ظواهر را قبول كنم و یك ظلم در قلبم مرتكب بشوم. كی ما آنچه عیسى بیان می كند را خواهیم فهمید :
قضاوت نكنید، كه شما قاضی نیستید. با كدام دانش قضاوت ، خود را قاضی می دانید، كه شما مورد قضاوت قادر متعال خواهید بود و با چه مقیاسی اندازه می گیرید، كه شما سنجیده خواهید شد .
از وبلاگ پائولو كوئیلو 23 اكتبر
رویارویی در خیابان پنجم وقتی كه یك جوام برزیلی پیش من آمد ، كلیسای سنت پتریك را در نیویورك ترك كردم.
لبخند زنان گفت : خیلی خوشحالم كه شما را می بینم.چیزی می خواستم به شما بگویم .
من خشنود از این مواجهه با یك بیگانه بودم. او را براى یك قهوه دعوت كردم، درباره مسافرت مهیجم به دنور گفتم و پیشنهاد كردم كه به هارلم (منطقه اى در نیویورك بیاید و در یك مراسم مذهبى روز یكشنبه حضور داشته باشد.
مرد جوان، كه تقریبا بیست سالش بود ، به حرفهای من بدون گفتن هیچ حرفی گوش می داد .
من صحبت می كردم. من گفتم :یك رمان خوانده بودم درباره یك گروه تروریست كه یك حمله روى كلیسای سنت پتریك به راه انداخته بودند و نویسنده صحنه را در جزییاتی شرح داده بود كه من در بازدید هاى قبلى هرگز آنها را ندیده بودم. این دلیلی بود كه من آن روز صبح تصمیم گرفته بودم به كلیسا بروم.
ما تقریباً یك ساعت را با هم گذراندیم، دو قهوه با هم نوشیدیم و من بر همه گفتگو تسلط داشتم. سپس، ما خداحافظى كردیم و من برایش سفر خوبی آرزو كردم.
گفت كه متشكرم و بیرون رفت.
آن موقع بود كه من به نگاه غمگین در چشمهایش توجه كردم؛ یك چیزى نادرست بود و من آن را نمی دانستم. فقط بعد از كمی پیاده روی از چند تا از بلوكهای اطراف پى بردم كه چه بود: مرد جوان وقتی آمد ، به من گفت كه درباره یك چیزى احتیاج دارد با من صحبت كند.
در طول تمام وقتی كه ما با هم گذراندیم ، من تنها وضعیت را كنترل می كردم. در هیچ لحظه ای من از او نپرسیدم كه چه چیزى به من می خواهد بگوید؛ عشقم دوستانه در كنار هم بودن است، من تمام فضاها را از او گرفته بودم ، من اجازه ندادم حتی با یك لحظه سكوت مرد جوان گفتگوی یك طرفه را به دو طرفه تغییر دهد.
او ممكن بود چیز های واقعا مهمی برای به اشتراك گذاشتن با من داشته باشد. شاید من دقیقا دستخوش زندگى در آن لحظه بودم، همچنین خودم را مجبور كرده بودم كه چیزی به او برسانم. شاید هر دو زندگى مان به طور اساسی پس از آن برخورد تغییر كند. هرگز من نخواهم دانست و خود را عذاب نمی دهم كه بدانم این حقیقت را كه من از یك لحظه جادویى بدون بهرهمند شدن از آن ، شكست خوردم. اشتباهات اتفاق می افتند.
اما بعد از آن ، سعی كردم در حافظهام آن صحنه خداحافظى زنده بماند و نگاه غمگین در چشمان پسر نگاهم كند. من عاجز از گرفتن چیزى بودم كه براى من مقدرشده بود بنابراین مثل اینكه عاجز از دادن چیزی بودم كه می خواستم بدهم.با این وجود اگر سخت تلاش می كردم . . .
وبلاگ شخصی پائولو كوئیلو 22 اكتبر