زهیر

دوشنبه 30 مهر 1386

فهرست رایج و طبیعی

نویسنده: مسعود   طبقه بندی: شخص پائولو کوئیلو، 

اخیرا پائولو كوئیلو توی وبلاگ شحصی اش یه مطلب زده كه ترجمه فارسی اش اینه : خوانندگان عزیز، می خواهم یك فهرست موارد رایج و طبیعی تهیه كنم. من میل دارم كه شما به من كمك بكنید برای فهرست كردن چیزهایی كه در نگاه جامعه، طبیعى قلمداد می شود حتی اگر ناپسند به نظر بیاید.. از همكاریتان برای این تحقیق تشكر می كنم، در آینده نزدیك ممكن است از آن استفاده بكنم. دیگران را دوست داشته باشید

پائولو

این پستش تا حالا 43 تا كامنت داشته و یكی از كامنت های جالبش رو اینجا ترجمه كردم كه بخونید بد نیست: ( آخه كامنت كه نبودند خودشون یه كتاب بودند من هم بی خیال نوشتن همه شون شدم ! )

به چیز های زیادی می توان توجه كرد

 داشتن قوانین براى جنگ . این بی معنی است!!! به چه دلیلى همان نهاد ( منظور سازمان ملل) ، تحریم همه جنگها را تصویب نمی كند. قاعده جدید! كشورها مجاز نیستند كه جنگ را آغاز كنند. آنها راه دیگری را باید پیدا كنند كه اختلافاتشان را حل كنند.

ناپسند است كه رادیو، تلویزیون، و مجلات و غیره را برای محافظت بچه‌ها سانسور می كنند. بچه‌ها بسیار بالغ تر و جلو‌تر از افرادی هستند كه این ارگان ها را رهبرى می كنند. بیشتر پسرهای نه ساله تمام فحش ها را می شناسند و بیان مىكنند. این مسئولیت والدین است كه بچه‌هایشان را تربیت كنند .

پرداخت پول براى تلویزیون كابلى ناخوشایند و بی معنی است. اگر آگهی هاى تبلیغاتی تلویزیون نبود ، آن وقت پرداخت پول توجیه داشت. اما آگهی هاى تبلیغاتی درآمد را تامین می كنند .

 ناخوشایند و بی معناست كه آمریكایی ها فكر می كنند زندگی آنها با ارزش تر است.هر كدام از آمریكایی ها كه كشته می شود یك مصیبت بزرگ است، در حالی كه در دیگر كشور ها دراز به دراز روزانه چندین كشته بر جای می افتد .

 ناخوشایند است كه مردم گرسنه در جهان وجود داشته باشند. برای ما كه در دوران‌هاى طلائى انسانیت زندگى مىكنیم فكر نمی كنم این مورد یك چیز معمولی باشد.

ناخوشایند است گفتن چیزهایی مانند :

شما نمی توانید كیكتان را بردارید و آن را بخورید.( منظور توانایی خوردن چیزی كه دلخواه آدم است ).

وجود دارد یك خالق ستایش و عشق كه منبع فراوانى است. هیچ چیز غیرممكن براى او نیست.

آجملات بیشتری هم هست. اما چه كنم كه یك جلسه مهم دارم كه مجبورم حضور داشته باشم.

من امیدوارم بتوانم برگردم و بیشتر بنویسم. در انتظار بیشتر از این باشید

Akbayy Turk/ نویسنده كامنت

از وبلاگ پائولو كوئیلو 19 اكتبر 2007

دوشنبه 30 مهر 1386

همیشه جاری باش

نویسنده: مسعود   طبقه بندی: شخص پائولو کوئیلو، 

شوان راهب به محصلینش همیشه در مورد اهمیت خواندن فلسفه باستانى می گفت. یك محصل، كه به اراده آهنینش مشهور بود ، همه تعالیم شوان را یادداشت می كرد و بقیه روز را به فكر كردن به متفكران باستانى به سر می برد پس از یك سال تحصیل ، محصل بیمار شد اما به كلاسها ادامه داد و حضور داشت . می خواهم مطالعه را ادامه بدهم با وجود اینكه بیمار هستم. سریعا به دنبال حكمتم و زمان را از دست نخواهم داد . او به معلمش چنین جملاتی را گفت. شوان پاسخ داد: می دانی كه حكمت پیش روی توست . به دنبال آن باید بدوید؟ شاید دارد پشت سر تو قدم بر می دارد ، و سعى دارد كه برسد و تو به یك طریقى، این اجازه را به او نمی دهی. فقط آسوده باش و به افكارت اجازه جاری شدن بده، كه این یك راه بدست آوردن حكمت است.

 ااز وبلاگ پائولو كوئیلو 19 اكتبر 2007

شنبه 28 مهر 1386

تا دیروز

نویسنده: مسعود   طبقه بندی: سرگذشت شخصی، 

تا دیروز حس این را داشتم كه زمانه با من یار است ، روزگار با من از سر سازگاری در آمده ، هیچ وقت كوكش ، نا كوك نمی شود و بر وفق مراد است . تا دیروز امید داشتم ، امید به آینده ، دست یابی به شغل ، مهمتر از همه پول ، این پول كثیف كه هر كس هر چند هم بگوید پولكی نیستم ، باید حتما به سراغش همه جای دنیا را بگردد و پیدایش كند . گفتم كه تا دیروز شور زندگی در من جریان داشت ، باد یدن زیبایی اشتیاق پیدا می كردم . می خواهم بگویم تا دیروز این چیز ها داشته ام و اكنون احساس می كنم همه آنها را از دست داده ام . بله ، تا دیروز پیش خودم فكر می كردم می توانم در آینده به آرزوهای زیبایم برسم ، ولی حیف این زندگی كه تباه شده یا بهتر بگویم مورد تباه شدن واقع شده ...

اسرائیل زندگی

چند روز پیش موقعی كه شور قدس و ندای آزادی قدس شریف سراسر سیمای سرزمین ایران را سامانی داده بود ، ( واج آرایی را حال می كنید! ) و تلویزیون مرتب برنامه های مرتبط با این موضوع را پخش می كرد ، من هم كم كم علاقه مند شدم و یكی از آنها را دیدم . برنامه در مورد تاریخ شكل گیری اسرائیل بود ، زمانی كه سران یهود از انگلیس یا امپراتوری بریتانیا كه آفتاب درآن غروب نمی كرد ، خواسته بودند كه یك كشور برای آنها ایجاد كند ! جالب اینكه از قبل مكان را هم انتخاب كرده بودند ... حالا كار به این ندارم كه كم كم دارد یك قرن از آن ماجرا می گذرد ، ولی تصور كنید كه یكی به عنوان مهمان وارد خانه تان شود و كم كم ادعای مالكیت كند و بعد هم بخواهد به زور شما را از خانه خودتان بیرون بیندازد ، آن هم به دلیل آن كه دوست دارد صاحب آن خانه او باشد . و البته همسایه ها نه تنها هیچ حمایتی از شما نمی كنند بلكه گاهی از اقدام فرد مقابل شما دفاع هم می كنند و شما هم بی دست و بی پا باید كناری بنشینید . ناراحت هستید ، نه ؟ خدا كند كه آدم در زندگی شخصی به چیزی شبیه اسرائیل برخورد نكند .

برنامه های جدید وبلاگ زهیر

فكر كنم امسال بیشتر از همه به سرگذشت شخصی بپردازم ، چون الان دلم پر است از درد دل و حرف های نگفته كه می خواهم هر جوری شده آنها را بیرون بریزم و خودم را خالی كنم . كتاب ساحره پورتوبلو را هنوز نخوانده ام یعنی نمی دانم چرا این روز ها وقایع روزمره زندگی ام نمی گذارد كتاب خواندن را مستمر ادامه بدهم . بیشتر خواندم البته كتاب های محترم كنكور كارشناسی است و همچنین می توانم گاهی اوقات مطالبی را در اینترنت بخوانم ، ولی كلا به خواندن علاقه مندم ! گفتم كه كتاب جدید را هنوز نخوانده ام یعنی وقت نكردم ، توی بیمارستان هم می خواستم ولی باز ... بگذریم منتظر مطالب و خبر های فوق العاده در مورد پائولو باشید ، خوش به حال شما !

سادیسم یا انحراف دگرآزاری انحرافی است برعکس مازوخیسم که باعث می‌شود تا شخص منحرف تنها از زجر و آزار دیگران میل جنسی خود را ارضاء کند. در حقیقت بیماران سادیسم فقط از تخریب و تصدیع و ایجاد مزاحمت متلذذ می‌شوند. البته در مراحل بعدی آزار جنسی دیگران فرد را ارضاء نکرده و فرد وارد مرحله خود آزاری می‌شود

کلمه سادیسم از اسم مارکی دو ساد نویسنده و فیلسوف فرانسوی گرفته شده است.

مازوخیسم یا انحراف خودآزاری عکس سادیسم است. در این حالت شخص مازوخیست تنها از شکنجه و عذاب وارد شدن بخود کسب لذت می‌کند و میل دارد پیوسته مورد طعن و عذاب و ناسزا و رنج قرار گیرد.

انحراف مازوخیسم یا شهوت خودآزاری، نقطه‌ی مقابل انحراف جنسی سادیسم یا دیگرآزاری است. یک فرد سادیستیک ازآزار واذیت کردن دیگـــران لذت جنسی می‌برد، اما یک انسان مبتلا به «مازوخیسم» از عذاب و شکنجه‌‌أی که خودش متحمل می‌شود لذت جنسی کسب می‌کند. افرادی که به این نوع انحراف مبتلا هستند بشدت تمایل دارند که چه به وسیله‌ی خود و چه از طرف دیگران، آزار ببینند یا حتی شکنجه شوند. کامیابی روانی این بیماران، جز با زجر و آزار دیدن حاصل نمی‌شود.

تمامی روان‌شناسان در دوره‌های مختلف، خوی تجاوز و تعدی یا به بیان دیگر غریزه‌ی تخریب و مرگ را یکی از غرایز طبیعی افراد بشر و منشأ انحراف سادیسم دانسته‌اند. انحراف مازوخیسم یا خودآزاری نیز ریشه در همین غریزه دارد. با این تفاوت که واکنشهای بیمار مبتلا به مازوخیسم با بیمار سادیست فرق می‌کند.

هنگامی که تمایلات قهرآمیز غریزه‌ی مرگ در عوامل روانی انسان حادث شد، از دو حال خارج نیست، یا انسان به پیروی از این غریزه به تخریب و شکستن اشیا و آزار دیگران می پردازد و به این ترتیب غریزه‌ی خود را ارضا می‌کند یا اینکه محدودیتهای طبیعی و اجتماعی به او اجازه‌ی این کار را نمی‌دهند؛ برای مثال طفل به دلخواه خود نمی‌تواند آنچه را که در دسترسش قرار می‌گیرد بشکند و یا مثلاً سر گربه را از تنش جدا سازد. در این صورت غریزه‌ی تخریب و مرگ به جای اینکه متوجه دنیای بیرون انسان شود، به درونش راه می‌یابد و خود انسان را هدف قرار می‌دهد و به این ترتیب، تمایلات قهرآمیزانسان به جای دیگران روی خود او پیاده می‌شود. به بیان دیگر انحراف مازوخیسم و سادیسم هر دو از یک منبع سرچشمه می‌گیرند ولی در مازوخیسم غریزه‌ی تخریب و مرگ به جای اینکه روی دیگران عمل کند، بر خود بیمار مبتلا اثر می‌گذارد.

گروه‌های زیادی از مردم مبتلا به مازوخیسم هستند؛ مثلاً مرتاضان و یا افرادی که در پاره‌‌أی موارد به استقبال مرگ می‌روند و یا اشخاصی که در مواقع خطر و پیش‌آمدهای ناگوار و مصیبت‌بار، به جای اینکه برای رفع مشکلات خود تدابیر منطقی‌‌ای بیندیشند، خود را هلاک می کنند. بعضی از مبتلایان به مازوخیسم نیز، دراین موارد، در واقع قصد انتقامجویی و یا کشتن دیگران را دارند. این _ نوع سادیسمی ارضای غریزه _ اما به جای این کار، خود را از بین می‌برند.

انواع مازوخیسم:

انحراف مازوخیسم را از نظر شدت و ضعف به سه دسته تقسیم کرده‌اند:

مازوخیسم روانی، مازوخیسم احساساتی و مازوخیسم جسمی یا فیزیولوژیکی.

توجه به این نکته ضروری است که به طور معمول، حالات مذکور تا حدودی در زندگی جنسی افراد بشر وجود دارند، و تا هنگامی که جنبه‌ی عادی داشته، ازحد و مرز معمولی تجاوز نکنند، امری کاملاً طبیعی به شمار می‌روند اما اگر به صورت‌های شدید و خاص یا به عبارت دیگر انحرافی جلوه کنند و یا بتدریج به صورت عادت در‌آیند، وجود انحراف را محقق می‌سازند.

مازوخیسم روانی

مازوخیسم روانی حالتی است که در زندگی جنسی عادی مردم دیده می‌شود. بعضی افراد در زندگی جنسی، خود را ازهر لحاظ در اختیار فرد محبوب خویش قرار می‌دهند و هر نوع خفتی را که از طرف وی به آنها تحمیل شود، می‌پذیرند. چنین رابطه‌ی جنسی‌ای بین زن و مرد را می‌توان طبیعی و عادی دانست، اما اگر روابط از این مرز تجاوز کند و جنبه‌ی ارباب وغلامی پیدا کند و یکی از طرفین تا حدی که برده‌ای از اربابش اطاعت و فرمان‌برداری می‌کند، بنده‌وار خواست‌های طرف مقابلش را اجابت کند، می‌توان گفت که به انحراف مازوخیسم روانی دچار شده است.

مبتلایان به این نوع مازوخیسم، جز دشنام و خفت و خواری چیزی نمی‌طلبند و زخم زبان، اهانت و ناسزا آنها را به اوج لذت جنسی می‌رساند. مازوخیست‌های روانی، تا زمانی که از کسی دشنام نشنیده‌اند یا شخصی آنها را تحقیر نکرده است، ناراحت و ناآرامند. البته باید توجه داشت که این نوع مبتلایان هنگام آمیزش جنسی، میلی به تحمل آزار ندارند بلکه از شنیدن کلمات رکیک و اهــانت آور، لذت می برند. بسیاری از زنان جوان و تحصیل‌کرده و برومندی که با مردانی به مراتب پست‌تر از خود ازدواج می‌کنند و یا به مردان درشت و قوی‌هیکل گرایش دارند، مبتلا به مازوخیسم روانی هستند. این زنان در برابر قوی‌هیکل بودن مرد که صفتی به اصطلاح بارز به شمار می‌رود، کلیه‌ی معایب و نقایص اخلاقی و ذاتی او را بسادگی نادیده می‌گیرند.

به طورکلی می توان گفت که منحرف مازوخیست، یک انسان خفت‌طلب واهانت‌جو است و به هر ترتیبی که بتواند خود را به دیگری تسلیم می‌کند و بدون قید و شرط در اختیار او قرار می‌گیرد تا تمایلات روانی و انحرافی‌ خود را اقناع کند.

هرشفلد مثال جالبی در این مورد دارد. او گزارش می‌دهد که زن جوانی در زمان جنگ، یک زندانی فرانسوی را برای مدت هشت ماه در اتاقش مخفی کرده و خود را بدون قید و شرط ، برای انجام هر نوع عمل جنسی دراختیار وی گذاشته بوده است. تحقیقات بعدی نشان می‌دهد که این زن دارای عنن کامل بوده و تنها دلیل تسلیم بدون قید وشرط او به زندانی فرانسوی، انحراف مازوخیسم وی و شعف و نشأت جنسی‌‌ای بوده که از این راه به آن دست می‌یافته‌ است.

مازوخیسم احساساتی

بعضی از افراد مبتلا به مازوخیسم که معمولأ کمرو، جاهل و بی‌سواد هم هستند، از آشکار شدن انحراف خویش خودداری می‌کنند و به درون خود پناه می‌برند. این افراد می کوشند با تجسم صحنه‌های مختلف مازوخیسم از راه فکر و خیال، تمایلات غیر‌عادی خود را ارضا کنند. این دسته از منحرفان مازوخیسم را مازوخیسم‌های احساساتی و انحراف آنها را مازوخیسم احساساتی گویند.

مازوخیسم فیزیولوژیکی

مازوخیسم فیزیولوژیکی که حادترین و واقعی‌ترین وجه مازوخیسم است حالتی است که انسان را وا‌می‌دارد تا از احساس درد و رنج، لذت ببرد و بدن خود را با اشتیاق درمعرض زجر و درد و عذاب قرار دهد. برای شخصی که به انحراف مازوخیسم فیزیولوژیکی مبتلاست، درد مفهوم خود را از دست داده و حتی لذت و شعف می‌شود. مبتلایان به این نوع مازوخیسم که تعدادشان از مبتلایان به دو نوع دیگر بیشتر است، از آزار‌های بدنی مانند شکنجه، پاره شدن پوست و گوشت و یا سوختن بدن‌شان لذت می برند و چنانچه اقدامی برای درمان آنها صورت نگیرد، سرانجام خود را هلاک خواهند ساخت.

ارضای تمایلات مازوخیستی به وسیله حواس لامسه

شخص مبتلا به مازوخیست فیزیولوژیکی، ابتدا به وسیله‌ی حس بویایی و چشایی خود، لب‌های شریک جنسی‌اش را به طور عادی می‌بوید و با زبان آنها را لمس می‌کند، ولی بتدریج وارد مرز اعمال انحرافی می‌شود و به بوییدن مواضع جنسی و مزه کردن آنها و حتی خوردن فضولات بدن شریک جنسی خود می‌پردازد.

ارضای تمایلات مازوخیستی به وسیله حواس ‌بینایی و شنوایی

شخص مازوخیست میل شدیدی به مشاهده‌ی اعضای لخت بدن شریک جنسی‌اش دارد و از شنیدن حرفهای اهانت‌آمیز و فحشهای رکیک در هنگام آمیزش جنسی لذت می‌برد. در واقع همانقدر که مبتلا به انحراف سادیسم از ادای کلمات توهین‌آمیز لذت می‌برد، مبتلا به مازوخیسم از شنیدن این کلمات به شعف روانی می‌رسد.

 

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :