زهیر

چهارشنبه 15 آذر 1385

افسانه شجاعان

نویسنده: مسعود   طبقه بندی: سرگذشت شخصی، 

 

شگفتا 


صدای چکاچاک شمشیر رزم آوران، همانند پولادی است که می کوبند آهنگران

نبرد حکایت دیرینه ایست میان فرشته خویان و دیو صفتان .

 نبرد بر سر حق و عدالت

هستی بخش جهان عشق آفرید و از عشق روشنایی آمد پدید

آنگاه از شب تیره صبح دمی شگفت زاده شد

با آوایی برخاستم ، ماه را نگریستم ، و تیری که از چشم ستاره میگذشت

دیدم که ظلمت و نور تیغ برکشیدند تا برای پیروزی روشنایی ، پلیدی و

زشتی را از آسمان جهان بزدایند

جوانمردان پاک با نیروی جسم و روح خود اهریمن را شکست خواهند داد

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :