زهیر

جمعه 3 شهریور 1385

راستی وبلاگ یک ساله شد

نویسنده: مسعود   طبقه بندی: سرگذشت شخصی، 

وبلاگ زهیر یك سال پیش در همین روزا ( اول شهریور 1384) با هدف شناساندن پائولو كوئیلو به وبگردان فارسی زبان راه اندازی شد . روز های اول خیلی سریع آپدیت می شد ، كم كم موقعیتش تغییر كرد و بازدید هایش هم زیاد شد . روز ها گذشت  و با توجه به رفتن من به دانشگاه  در حالی كه كمتر آپدیت می شد باز هم بازدید كننده خودش را داشت . شاید به این علت بود كه تبدیل به فرهنگی تقریبا جامع درباره كوئیلو شده بود . مطالبی از كتاب ها در آن زده شد و همچنین مطالبی كه از سایتهای معتبر گرفته می شد و بعضا ترجمه می شد. زهیر ، هیچ تبادل لینكی نداشت ، مدیرش اجازه نمی داد لینك سایت های دیگر را داشته باشد مگر سایت رسمی خود پائولو كوئیلو.

حال با گذشت یك سال از عمر وبلاگ ، نمی خواهم بگویم تحلیل رفته ، ولی فعالیتش به كلی كم شده ، ولی خوب ، آمار بازدید كننده ها هنوز آدم را امیدوار نگه می دارد ، برای یك سال پر بار دیگر. . .

پنجشنبه 2 شهریور 1385

احساس باحالیت

نویسنده: مسعود   طبقه بندی: سرگذشت شخصی، 

حتما تا حالا خیلی از خواننده ها از وبلاگ نا امید شدن و دیگه تحویلش نمی گیرن

با عرض پوزش از شما آقایون و خانومای محترم مفتخرم به عرض برسونم  كه این جانب كتاب

11 دقیقه را كه به زبان انگلیسی داشتم گم كرده ام ، خوب ، از یابنده تقاضا می شه  مراتب را به ایمیل من گزارش بده ولی اگه خبری نیست دوست دارم یه فردین پیدا بشه این كتاب رو واسه من گیر بیاره  ، پولش هم می دم ، خیالی نیست، چون اینجا تو ایران احتمالا كتاب رو جمع كردن

می دونید كه این كتاب به زبان انگلیسی تو ایران چاپ شده از طرف انتشارات كاروان ، سایتش هم هست برین نگاه كنین ، ولی اصلا تو  نمایش كتاب ها پیدا نمی شه

حدسم درسته ، جمعش كردن ، نه كه ملت همه انگلیسی شون فوووول! جمعش كردن كه یه وقت ملت منحرف نشن

حال اگه كسی گیر كرد به این كتاب یه ندا به من بده

 

پانوشت:

وقتی داشتم مطلب بالا را می نوشتم با خودم گفتم كی به این چرندیاتی ! كه  الان سر هم كردی توجهی می كنه ، ممكنه چند تا حرف هم زیر زبونش بت بگه و دیگه هیچ وقت سراغ این وبلاگ نیاد.

ولی بعد از این كه مطلب تموم شد ، به خودم گفتم بابا مگه آخرش چی می خواد بشه فوقش هیچ توجهی به این موضوع نمی شه و چند تا نوشته آدم ضایع كن تو بخش نظرات پیدا بشه،

 این وبلاگ به گِل كه نمی شینه؟!!

این وبلاگ می تونه كار خودش رو ادامه بده ، كاری كه براش مشخص شده .

الان باز می دونم ملت بعد از خوندن این پا نوشته  هم ممكنه پشت سر نویسنده اش بد و بیراه بگن . خوب اگه می خوام  از زیر این كار در برم چرا از اول نمی گم ، درسته، این سوال بیشتر افراد می تونه باشه . ولی من كه این قصد رو ندارم ، من تا حالا و هنوز هم در گیر تحقیق دانشگاهم هستم و فرصت نشد كه به سراغ این كار بیام . حالا باز یه مشكل دیگه كه انتظارش رو دارم اینه كه احساس باحالیت ممكنه به كسی دست بده و بگه چقدر این آدم شكاك تشریف داره ، خدمت این آقا یا خانوم باید عرض كنم كه بابا خود شما هم ایرونی جماعت رو می شناسی ، تا چیزی می بینن می خوان بهش گیر بدن . از همین بابت هم من سعی می كنم هیچگونه ابهامی تو نوشتم نباشه 

 

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :