ماهی برای ماهی
ماهی كه حتا آغازش هم مشخص نیست ، برای بسیاری از مردم گوشه ای از كره زمین ماهی است كه در آن صبح خیلی زود ، موقعی كه حتا سپیده هم نزده و هوا همه جا تاریك است ، از خواب ناز پا می شوند و تا قبل از شنیدن اذان می خورند و می آشامند .
بعد تا آفتاب برپاست و غروب خورشید كامل نشده ، بنا به ندای " چند خوردی چرب و شیرین از طعام " لب زدن به طعام لذیذ را به بعد از اذان مغرب موكول می كنند .
این فقط ظاهر ماجراست ، نكاتی بسیار ریز نیز در دل این صبح تا شب نهفته است ، بهتر بگم : شكل ظاهری روزه فقط در مقابل غریزه ای است كه انسان از حیوان به ارث برده است . ( از فردا راه نیفتید دنبال میمون ها و پسرخاله صداشون كنید ها! ) ،اما شكل باطن فراتر از این حرفهاست ، شما باید همه اصول و قواعد اسلامی را در طول روز پیاده كنید.
اما نكته اینجاست كه هیچكس تنها نیست ! منظورم اینه كه بالاخره اگه تك تك افرادی كه روزه می گیرند را دقیق بشیم ، یه چیزی پیدا می شه كه خلاف شرع باشه ، من مانده ام كه به جز پیغمبر و امام معصوم و اولیا ، روزه ی كی كامله؟!
درسته كه همه لذت غریزی غذا خوردن را فراموش می كنند ، ولی با تمایلات و احساسات پیچیده انسانی چطور برخورد می كنند؟!
حالا بگذریم ، بعدا می شه توی تنهایی مون بهش فكر كنیم . فعلا كه تركه اومد روزه بگیره ، افتاد و دندونش شكست .
بی مزه بود ، نه ؟! روزگاری بود ، جوك بی مزه تر از این هم واسه ایرانی جماعت تعریف می كردی ، قاه و قاه می خندید ، ای روزگار نابكار ، چه روزگاری شده ! دارم خودم رو زیادی هیجان زده می كنم ، فكر می كنم بامزه ام ، نه كه خیلی نوشته هام خوانده می شه ، همین كه تیتر مطلب رو دیدن خیلی ها فرار كردن ، نمی دونستن كه حرف به اینجور جاها می رسه و قراره از یك نوشته خوب لذت ببرن و من هرچی جلوم بیاد بگم ! خلاصه اینكه به شكل یه حرف زدن ساده كه توش باید آسمون و زمین رو به هم پیوند داد متن رو نوشتم ، ( حدس بزنید با چی و درچه وضعی ، اگه دوست داشتید تو بخش نظرات دنبال می شه! )، شما زیاد به دل نگیرید.