مقاله زیر یك تبریك كریسمسی است كه پائولو كوئیلو برای یك روزنامه نوشته و به ایمیل من فرستاده ، ایشون در این ایمیل به من كریسمس رو تبریك گفته و از كارهام در سال 2007 تشكر كرده و یه فایل word رو همراهش فرستاده كه ترجمه فارسی اش رو برای همه دوستداران این نوسنده محبوب برزیلی می ذارم:
خانم ما تر دست است
یك افسانه قرون وسطایى به ما مى گوید كه در كشوری كه ما امروزه آن را اتریش می دانیم ، خانواده بركهارد ، یك مرد ، یك زن و یك بچه ، مردم را در كریسمس سرگرم مهمانى هایی می كردند كه در آنها شعر هایی از حفظ خوانده می شد ، آواز بزمى باستانى اجرا می شد و شامل تردستی هم می شد . مطمئنا هیچ پولی برای خرید باقی نمی ماند ، اما یك مرد به پسرش همیشه گفت: می دونی چرا هیچ وقت كیف بابا نوئل خالى نمی شه ، با وجود اینكه این همه بچه در جهان هستند؟ براى اینكه شاید پر از اسباببازى ها باشد ، اما بعضى وقتها چیزهاى مهمتری هستند كه تحویل مى دهد، چیزهایى كه میشه اسمشون گذاشت : هدایاى نامرئى.
در خانوادههاى از هم گسیخته، او در مقدسترین شب در مسیحیت ، هماهنگى و صلح را سعى مى كند بوجود بیاورد . جایى كه عشق كم می آورد، او تخم ایمان در دل بچهها می كارد. جایى كه آینده سیاه و نامعلوم به نظر مى رسد، او امید را مى آورد.
در دنباله موضوعمان ، پس از یك روز ، بابا نوئل با ما ملاقات می كند، ما خوشحال هستیم كه هنوز زنده ایم هنوز مشغول كارمان هستیم، چیزی كه قرار است خوشحالی برای مردم به همراه بیاورد. و هرگز آن را از یاد نمی برند . زمان گذشت ، پسر بزرگ شد و یك روز این خانواده از در جلوى صومعه امپرسیو ملك می گذشت كه به درستی ساخته شده بود. پدر ، یادت می آید سالها پیش ، شما به من داستان بابانوئل و هدایاى نامرئى اش را گفتید ؟ من فكر مى كنم ، یكى از آن هدایا را یكبار دریافت كردم: دعوت برای كشیش شدن . اشكالى ندارد اگر حالا برای چیزی كه همیشه رویایش را داشته ام ، قدم اولم را بردارم ؟ اگرچه واقعا آنها به همصحبتی پسرشان احتیاج داشتند، خانواده این درك را داشت و به خواسته پسر احترام گذاشت. آنها در صومعه را مى كوبند و به وسیله راهب ها ستایش و استقبالی بی نظیر می شوند ، كه بكهارد جوان را به عنوان یك نوآموز می پذیرند.
در شب كریسمس توبه كنید.
و اتفاقا در آن روز، یك معجزه مخصوص در صومعه ملك اتفاق افتاد: خانم ما، با بچه اش عیسى، در آغوشش تصمیم گرفت كه به زمین نزول كند كه صومعه را ببیند.
تمام كشیشها صف كشیدند و هریك از آنها با افتخار ایستادند و جلوی مریم باكره ( مدونا) و پسرش ادای احترام كردند . یكى از آنها نقاشى هاى زیبا را ابراز كرد كه همه جا را تزئین كرده بود ، دیگری نسخه ای از كتاب مقدس كه یك یكصد سال زمان برده بود كه نوشتهشود و با تصویر شرح داده شده بود را نشان داد ، مادامیكه سومی ، نامهاى تمام قریسان را از حفظ مى خواند. در آخر همان صف بكهارد جئا ، مشتاقانه منتظر نوبتش بود. والدین او مردمی ساده بودند، و همه آنچه كه آنها به او درس داده بودند ، این بود كه او توپها را در هوا بالا پرت بكند و مقدارى تردستی انجام دهد. وقتى كه نوبت او آمد، كشیشان دیگر مى خواستند خاتمه اداى احترام را انجام دهند چرا كه تردست قبلى چیز مهمی براى ارائه كردن نداشت و جلوه دیر را حتى ممكن بود خراب بكند. با این حال، در اعماق قلبش احساس كرد ، باید یك چیزى خودش به عیسى و مریم بدهد. پس از نگاه خیره سرزنشآمیز برادرانش ، احساس شرمندگی زیادی كرد ، او چندتا پرتقال از جیبش درآورد و آنها را در هوا شروع كرد به پرتاب كردن و با دست آنها را تكان دادن ، یك دایره زیبایى در هوا ایجاد كرد مث همان مواقعی كه به همراه خانوادهاش به تمام نمایشگاهها در ناحیه مسافرت می كرد. در آن لحظه، عیسى كه نوزاد بود ، زاییده شده از وضع حمل مریم باكره بر روی زانوانش ، شروع كرد به كف زدن و دستهایش را با لذت به هم می زد. و برای بكهارد جوان این امكان بوجود آمد كه كه چند لحظه كودك را لبخندزنان در آغوش بگیرد.
افسانه با گفتن این معجزه تمام می شود كه به علت این ، هر دویست سال كه یك بكهارد جدید ، در صومعه ملك را می كوبد، از او استقبال می شود و براى تمام وقت او آنجا باقى می ماند كه ملاقاتش قلب مردم را گرما ببخشد.
قدرت كلمه از اسلحههاى نیرومند ویرانگرى كه بشر اختراع كرده است، و بسیار وحشتناك و بسیار ناجوانمردانه عمل می كند ، كلمه است. چاقوها و سلاحهاى گرم اثرات خون را رها می كنند. بمبها تمام ساختمانها و خیابانها را مى لرزانند. سموم همیشه مى توانند كشف شوند .
اما یك كلمه مخرب بدون كوچكترین اثری كه بر جای بگذارد ،شیطان را در پشت سرش مى تواند تحریك بكند. بچهها مجبور به گذراندن سالهاى محدودیت به وسیله والدینشان هستند ، هنرمندان بیرحمانه مورد شكنجه قرار دادهشدهاند، زنها به وسیله توجهات مرتب شوهرهایشان عقب رانده شدهاند، مؤمنان جدا از مذهب نگاه داشته شده اند بوسیله آنهایی كه در خودشان توانایی تعبیر صدای خدا را می بینند.
با دقت ببینید اگر شما خودتان دارید این اسلحه را استفاده مى كنید.
با دقت ببینید اگر كسى این اسلحه را دارد روى شما به كار می برد.
و به هر دو خاتمه دهید .
بخش پیام روزانه وبلاگ پائولو كوئیلو 21 دسامبر 2007
پنجشنبه 10 آبان 1386
نویسنده: مسعود طبقه بندی: شخص پائولو کوئیلو،
سهشنبه، 30 اكتبر 2007 ساعت 2:40 بعد از ظهر
برزیلی ها جام جهانى را بیشتر از یك رویداد ورزشى می بینند .
به وسیله مایك كالت
زوریخ(رویترز)-دور نهایی جام جهانى در برزیل در 2014 فاصله زیادی از یك اتفاق ورزشی ممكن است داشته باشد و به پیشرفت و ترقی مردم كمك خواهد كرد،این جمله ای بود كه رییس فدراسیون فوتبال كشور برزیل به فیفا در سهشنبه ( 8 آبان ماه )گفت. برزیل تنها كشوری است كه پیشنهاد میزبانی طی هفت سال ارائه داده اما با تشریفات لازم هیئت اجرائى afif در محل كمیته فیفا بررسی های لازم را انجام داد و تصمیم در سهشنبه رسماً اعلامشده است(ساعت 2:30 بعد از ظهر به وقت گرینویچ (
ریكاردو تیژیرا، رئیس سى بى اف، فدراسیون فوتبال برزیل كه خودش عضوى از هیئت اجرائى فیفاست ، گفت كه فیفا در این زمینه همكاری های لازم را انجام خواهد داد : " جام جهانى به سوی ماوراى یك رویداد صرف ورزشى می رود، وسیله ای براى تحول اجتماعى خواهد بود و میراثی بادوام براى جمعیت برزیل باقی می گذارد. " برزیل از میزبانی جام جهانى نفع خواهد برد و همچنین جهان سودها خواهد بود از این كه برزیل مسابقه ها را میزبانی كند .
نویسنده و شاعر ، پائولو كوئیلو می گوید : فوتبال بخشی از فرهنگ مردم برزیلى است و مردم زمان بیشتری به بحث درباره بازی های فوتبال می گذرانند تا به زندگی جنسی شان . " شنیدهام كه فردی در مورد یك بازی براى پنج ساعت بحث می كند ، در حالی كه هر گز كسی درباره روابط جنسى براى پنج ساعت صحبت نكرده.
وی اضافه كرد جام جهانى محرك عاطفى و احساسی در كل برزیلیها خواهد بود.
رؤیایى متحد
اورلندو سیلوا، وزیر ورزش برزیل می گوید" سرزمین چكمه فوتبال" بسیار زیاد از میزبانی رقابت ها سود خواهد برد " برزیلی ها در پشت رویای میزبانی جام جهانى متحد می شوند و این به پیشبرد توسعه كشورمان كمك خواهد كرد." اگرچه برزیل در اولین زمان مكان های برگزاری مسابقه را درست خواهد كرد كه ممكن است 64 سال بعد روز سه شنبه باشد ! ، كاری عظیم در زمینه زیر ساخت های فوتبالش پیش رو دارد تا ورزشگاههایش استانداردهاى مدرن روز ایمنى فیفا را داشته باشند. هجده شهر هستد كه برای میزبانی رقابت ها پیش بینی شده اند، هشت تا 10 شهر احتمالا انتخاب می شوند . برزیل 1/1 میلیارد دلار براى به هنگامسازى ورزشگاههایش می گذارد، از جمله ورزشگاه ماراكانا كه فینال جام جهانى را در 1950 پذیرا بود و در حضور یك جمعیت 199000 نفری در حالی یك ركورد را بر جا گذاشت كه آخرین میزبانی برزیلی ها در جام جهانی بود.
رئیس جمهور برزیل لویز ایناسیو لولا دكا سیلوا در میان هیئت 27 نفره نمایندگان برزیل در فیفا حضور داشت كه شامل مربی تیم ملی ، دونگا نیز بود و همچنین هم تیمی اش روماریو كه همراه با او سال 94 قهرمان جهان شده بود . اما البته پله، بزرگترینبازیكن دنیا كه جام جهانى را با برزیل در 1958 برد و همچنین 1970، در میان هیئت نمایندگان نبود. او حضور مؤثرش را در پیشنهاد میزبانی رقابت های جام جهانی برای برزیل ثابت كرده است و یك رابطه تنگاتنگ با سى بى اف دارد..
پدر خوزه روبرتو از كلیساى رستاخیز مسیح در ریو دو ژانیرو، یبیرون زد . ماشینش راكه به وسیله سه نوجوان از كار افتاده بود ، تنظیم كرد.
یكی از آنها بی خیال گفت :ما تمام شب بالا بودیم ، پدر ، حدس بزن كجا بودیم !جایی كه هر انسان عادی دوست دارد آنجا باشد ،
خوزه روبرتو اجازه نداد بیشتر بگوید: هیچی نگو . او می توانست تصور بكند در بالا بودن وی در سرتاسر شب به اقتضای سنشان در گیر چه خطراتی می توانند بشوند. و فكر كرد كه والدینشان چه طور نگرانشان می شوند .
پسر كه گفتگو را آغاز كرده بود سوال خودش را بالاخره پاسخ داد :
ما در كلیساى خانم ما ( منظور مریم مقدس ) در كوپاكابانا بودیم، مریم یاكره را دعا می كردیم. ما از آنجا با روحیه بسیار بالایی بیرون آمدیم آن چنان كه ما به اینجا تمام راه را پیاده آمدیم (حدود 3 كیلومتر) ، خوانندگى، خنده و با هر كسی كه با ما برخورد می كرد صحبت می كردیم. حداقل یك شخص به ما می گفت: شرمنده نیستید؟ ، پسرهاى هم سنتان این وقت صبح مست و ملنگ گوشه ای دراز كشیده اند!
پدر روبرتو ماشینش را روشن كرد و به سوی قرار ملاقاتش راه افتاد . سر راه، او به خودش پشت سرهم می گفت: من به حال خودم گذاشتم ظواهر را قبول كنم و یك ظلم در قلبم مرتكب بشوم. كی ما آنچه عیسى بیان می كند را خواهیم فهمید :
قضاوت نكنید، كه شما قاضی نیستید. با كدام دانش قضاوت ، خود را قاضی می دانید، كه شما مورد قضاوت قادر متعال خواهید بود و با چه مقیاسی اندازه می گیرید، كه شما سنجیده خواهید شد .
از وبلاگ پائولو كوئیلو 23 اكتبر